نسخه چاپی


تلخ و شیرین معلمی عشایر از زبان میرزا ابوالحسن حسینی 112ساله

اولین کسی که آموزش سیار عشایری را بنیاد نهاد من بودم/دکتر حسابی و بهمن بیگی در آموزش عشایر نقش موثری داشتند

میرزا ابوالحسن حسینی 112 ساله اولین معلم عشایری بویراحمد و شهر یاسوج است که به همراه همسرش، حق بزرگی بر گردن پسران و دختران عشایر و درس خوانده‌ها و نخبگان امروز دارند.

 خبرگزاری فارس - میرزا ابوالحسن حسینی اولین معلم بویراحمد و همسرش بی‌بی اقدس موسوی (دختر میرزا مجید موسوی) اولین زن معلم عشایری کشور هستند که مرارت‌ها و رنج‌های زیادی برای باسواد کردن فرزندان این دیار کشیدند.

میرزا ابوالحسن از سال ۱۳۱۵ کار معلمی را در عشایر ایل نگین تاجی بویراحمد به صورت سیار آغاز کرد و تا سال ۱۳۶۲ در این عرصه به آموزش شاگردان پرداخت و ۴۷ سال از عمر خود را صرف تعلیم و تربیت کرد.

بی بی اقدس، شاگرد میرزا ابوالحسن بود و در سال ۱۳۴۰ با هم ازدواج می کنند و در کنار یکدیگر شغل معلمی را ادامه می دهند. خواندن گفت و گو با این زوج فرهیخته در خصوص تلخ و شیرین معلمی عشایر خالی از لطف نیست.

 

جناب آقای حسینی ضمن معرفی بفرمائید چند سال دارید و چی شد که معلم شدید؟

میرزا ابوالحسن حسینی نیک هستم، ۱۱۲ سال سن دارم و در سال ۱۳۱۵ در عشایر ایل نگین تاجی شغل معلمی سیار عشایری را انتخاب کردم و با اشتیاق فراوان به آموزش محصلان پرداختم و از آنجایی که دولت پول نقدی نمی داد مقرر شد هر دانش آموز در آخر هر ماه مبلغ یک تومان به معلم بدهند.

در کدام مناطق به امر آموزش مشغول بودید؟

دو سال در ایل نگین تاجی به صورت ( یورد به یورد) و کوچ به کوچ تمام دانش آموزان را با تلاش و سختی به پایه ششم رساندم و در زمینه شناسایی دانش آموزان بی سواد با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم کردیم.

بعد از استخدام در آموزش و پرورش عشایری به همراه طهماسب صالح پور در روستای نره گاه مشغول تدریس شدیم و تا کلاس ششم ۱۵۰ دانش آموز را آموزش می دادم.

چه مشکلاتی در حوزه آموزش برای دختران وجود داشت؟

نبود معلم زن از دیگر مشکلات بود زیرا دختران بویراحمدی خیلی کم به مدرسه می رفتند یا خجالت می کشیدند و یا به خاطر پاکی و عفتی که داشتند از درس خواندن نزد مردها امتناع می کردند.

 

 

مدتی گذشت و دچار این مشکل بودیم هر چند آقای محمد بهمن بیگی تلاش های زیادی کرد ولی موفق نشدیم تا زمانی که اعلام شد هیاتی بلند پایه از آموزش و پرورش کشور می خواهند با حضور در مدرسه عشایری شیراز سطح یادگیری دانش آموزان را بررسی کنند.

در آن زمان دانش آموزان باسوادی داشتیم و از بهمن بیگی خواستم که موضوع استخدام معلم زن عشایری که سالها بی نتیجه مانده بود را با هیات کشوری مطرح کند که اینگونه شد. وی با عباراتی زیبا این موضوع را برای این هیات مطرح کرد و وزیر آموزش و پرورش وقت پذیرفت و استخدام معلم زن نیز اجرایی شد و دختران بویراحمدی نیز استقبال کردند.

چطور نماینده معلمان عشایر کشور در بویراحمد شدید؟

۲۱ اردیبهشت سال ۱۳۳۱ دکتر محمود حسابی به بویراحمد آمدند و از بنده امتحان گرفتند و گفتند تا کلاس چندم درس خوانده ای که گفتم تا کلاس ششم و ایشان باور نمی کردند. بعداز کلی مشکلات که اوضاع روبه راه شد محمد بهمن بیگی بنده را به عنوان نماینده عشایر کشور در بویراحمد منصوب کرد و مدت دو سال با ۹۷ دانش آموز در پاتاوه ( مدرسه کی نصیر) و مدت چهار سال نیز در ایل نگین تاجی به کار معلمی مشغول شدم و همه شاگردانم با زحمت فراوان معلم شدند.

در آن زمان دکتر محمود حسابی با بالگرد به بویراحمد سفر کرد تا عده ای را برای کار معلمی استخدام کند و بنده نیز به محضر ایشان رسیدم و خودم را معرفی کردم و دکتر حسابی نیز اعلام کرد که نماینده خودم در بویراحمد هستی.

به همراه دکتر حسابی تصمیم گرفتیم که چند نفر را که به شغل معلمی علاقه مند هستند  برای استخدام پیدا کنیم که کسی استقبال نکرد اما به زحمت و با تلاش زیاد سرانجام ۱۲ نفر را شناسایی کردیم و برایشان پرونده تشکیل دادیم و اعلام کردند که باید ۱۲ قطعه عکس داشته باشند اما در بویراحمد عکاسی وجود نداشت و مجبور شدیم به اردکان فارس برویم و آنجا عکس بگیریم و به همراه پرونده به دکتر حسابی بدهیم.

دکتر حسابی و بهمن بیگی چه نقشی در آموزش عشایر داشتند؟

دکتر محمود حسابی و محمد بهمن بیگی در آموزش و پرورش ایران نقش موثر و مهمی داشتند و بنده نیز زحمات زیادی را در کوه های بی راه متحمل می شدم تا بهمن بیگی به موقع از مدارس سرکشی کند. استان کهگیلویه و بویراحمد سالها از مدرسه و آموزش و پرورش محروم بود ولی با برنامه هایی که دکتر حسابی و بهمن بیگی اجرا کردند حق بزرگی بر گردن روستاها و عشایر دارند.

کدام نوع آموزش را شما بنیاد نهادید؟

اولین کسی که در عشایر به صورت سیار آموزش را بنیاد نهاد بنده بودم و بعدها که دکتر حسابی و بهمن بیگی آمدند زیر نظر آنها فعالیتم دوچندان شد و تفنگی بر دوش و قطاری بر کمر به مناطق مختلف سر می زدم تا معلمان مشکلی نداشته باشند.

آیا از یاغی‌ها ترس داشتید، با آنها چگونه برخورد کردید؟

چهار گروه یاغی در بویراحمد بودند که از یک گروه بسیار زیاد می ترسیدم و به او اعلام کردند اگر مزاحم آقای حسینی شوید با شما برخورد سختی خواهد شد و سرانجام نیز سردسته این گروه کشته شد و از شر او راحت شدیم. آقای بهمن بیگی را با یاغی های بویراحمد آشنا کردم به طوری که شب تا صبح کشیک بهمن بیگی را می دادند و بهمن بیگی نیز دو نفر از بچه های یاغی ها را استخدام کرد.

معلمان عشایری چه مشکلاتی داشتند؟

معلمان عشایری با مشکلاتی مواجه بودند و اختلافات عشیره ای باعث می شد تا یقه معلم را بگیرند و عیب و اشکال را از معلم بدانند هر چند تنها کارم رفع مشکلات معلمان و تهیه کتاب و دفتر و قلم و خوراک برای آنها بود.

آیا به درس علاقه مند بودید؟

وقتی کوچک بودم و به مدرسه می رفتم گاوچرانی نیز می کردم اما به درس علاقه مند بودم و زیاد مطالعه می کردم و اشعار بسیاری از شاعران را حفظ می کردم و عاشق فرهنگ و پیشرفت بودم. هدفم بالاتر از کارهای عادی و روزمره بود و دوست داشتم استان از لحاظ دانایی، علم و کمال به پیشرفت بالایی برسد و الان نیز آرزو دارم معلمان به جایگاه واقعی خود دست یابند.

اولین معلمان شما چه کسانی بودند؟

اولین معلمان من آقای تقی زاده و صدقیانی از تهران بودند و در تل خسرو آموزش دیدم و اولین مدرسه ای که در استان کهگیلویه و بویراحمد بوجود آمد در تل خسرو بود و به مدت هشت سال در آن به دانش آموزان آموزش داده می شد. در آن دوران ۱۵۰ دانش آموز بودیم و یکی از همکلاسی هایم به نام میرزا موسی زنده است و در آمریکا زندگی می کند.

در دوران معلمی از دانش آموزان زرنگ برای آموزش دیگران هم استفاده می کردید؟

بله، دانش آموزان را به مبصران زبده ای که درس خوبی هم داشتند می سپردیم و در امر آموزش بسیار به ما کمک می کردند.

پیشرفت تحصیلی در گذشته بهتر بود یا الان؟

به عقیده بنده پیشرفت تحصیلی در گذشته قوی تر و محکم تر بود الان سطح تعلیمات در برخی نقاط که خودم ناظر و شاهد آنها هستم از لحاظ آموزش و درسی بسیار ضعیف است.

دلیل پیشرفت معلمان در گذشته چه بود؟

در گذشته یکی از دلایل پیشرفت معلمان تکریم آنها از سوی مردم و معلم دوستی مردم بود و در تشکیلات حکومتی دو گروه یعنی معلمان و قضات باید بی نیاز باشند تا مملکت پیشرفت کند .

از کسی گلایه ای دارید؟ 

یکی از گلایه هایم این است که بیشتر دانش‌آموزانم که با تلاش خودم معلم شدند سراغی از من نمی گیرند. مردم استان بزرگواراند اما نسبت به هم محلی خود خوشبین نیستند و حسادت می ورزند.

در طول این سالها در میان دانش آموزانم تنها زنده یاد استاد نوراله سلامی و کهزاد نگین تاجی همیشه به من سر می زدند و یا تلفنی جویای احوالم می شدند و مابقی که برایشان زحمات زیادی کشیدم حتی به صورت تلفنی هم احوالی از من نمی‌پرسند.

چگونه همسر شما معلم شد؟

با ظهور تعلیمات عشایری در ایران آقای بهمن بیگی می گفت هر داوطلبی که می خواهد معلم شود باید ۱۸ سال سن داشته باشد به همین خاطر مجبور شدیم شناسنامه همسرم که آن زمان ۱۳ سال داشت را دستکاری کرده و به همراه یکدیگر به شیراز مراجعه کنیم.

در شیراز با دیدن شناسنامه همسرم به ما جواب رد دادند و دوباره به بویراحمد بازگشتیم و شناسنامه دیگری صادر کردیم و باز به شیراز برگشتیم و به آقای بهمن بیگی گفتم که همسرم دو شناسنامه دارد که دفعه قبل اشتباهی آن شناسنامه را آورده بودیم و بهمن بیگی نیز دستور استخدام همسرم را دادند.

با کدام معلمان مناطق گرمسیری استان ارتباط داشتید؟

در آن دوران با مرحوم کی عطا طاهری و برخی دیگر از معلمان آن دوران ارتباط داشتم و به طور مستمر در مناطق گرمسیری جویای فعالیت و احوال انها بودم.

 

 

خانم موسوی ضمن معرفی بفرمائید چگونه معلم شدید؟

بی بی اقدس موسوی و ۶۸ سال سن دارم و همسر دوم آقای میرزا ابولحسن حسینی نیک هستم.

سال ۱۳۴۰ و در سن ۱۳ سالگی با آقای حسینی ازدواج کردم و در سال ۱۳۴۱ کلاس پنجم بودم که در آزمون پایه ششم شرکت کردم و قبول شدم و در دانشسرای عشایری شیراز یک دوره یکساله را طی کردم.

آن دوره نیز سال اول ورود دختران به دانشسرای عشایری و حوزه معلمی بود و به عنوان اولین معلم عشایری شروع به کار کردم .

۲۵ دانش آموز دختر و پسر داشتم و زمانی که شروع به کار کردم دیگر منعی برای درس خواندن دختران وجود نداشت.

رابطه شما با هووی تان چطور بود؟

هوویم خیلی برایم زحمت کشیدند و با همدیگر رابطه بسیار صمیمی داشتیم.

فرزندان آقای حسینی از زن اول چه شغلی دارند؟

یک نفر از آنها معلم است و دو نفر نیز در بهداری مشغول به فعالیت هستند.

اولین حقوقی که دریافت کردید چقدر بود؟

با لباس محلی سر کلاس درس حاضر می شدم و اولین حقوقی که دریافت کردم ۴۳۰ تومان بود که بسیار خوشحال بودم .

بخشی از حقوقمان را نیز برای بچه های فقیر صرف خرید کتاب، دفتر، قلم و لباس یا خوراک می کردیم. در درس و به لحاظ سطح سواد پسرها بیش از دخترها زرنگ بودند.

در سال ۱۳۷۳ بازنشسته شدم.در آن زمان وقتی رانندگی می کردم عده ای با تعجب نگاه می کردند. آقای حسینی انسان خوب و شایسته ای هستند اما خیلی کم به مسافرت می رفتیم.

چند فرزند دارید و چه شغلی دارند؟

چهار فرزند دارم . یک دختر و سه پسر . دکتر فرهاد حسینی – پزشک عمومی و پوست، دکتر فرزاد حسینی – متخصص بیهوشی و پوست، فرشاد حسینی – فوق لیسانس عمران و فرحناز حسینی – فوق لیسانس حسابداری .

بهترین خاطره شما در دوران زندگی ؟

تولد فرزندانم بهترین خاطره زندگی ام بوده و خدا را شاکرم که چنین فرزندانی به من عطا کرده است.

کدام درس ها را برای تدریس دوست دشتید؟

ریاضی و فارسی را بیشتر دوست داشتم.

تفاوت تدریس در گذشته و الان چیست؟

در گذشته معلمان روزهای پنجشنبه و جمعه هم تدریس می کردند و زحمت می کشیدند و دانش آموزان نیز بسیار باهوش و خوب بودند.

  • تاریخ درج خبر : دوشنبه ١٤ مرداد ١٣٩٨ - ٠٩:٢١
  • /
  • ارسال به دوست
  • نسخه چاپي
نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر: