نسخه چاپی

 

تاریخچه سازمان امور عشایر ایران

 

عشاير ايران به مثابه جامعه سوم كه داراي وجوه زيستي متمايزي با دو جامعه شهري و روستایي كشور است، نه تنها در وجه دروني داراي ساختار ويژه مديريتي و رهبري بوده بلكه از گذشته دور دولت هاي مركزي و حتي حكام محلي آنان نيز براي اعمال حاكميت خود بر اين جامعه، ساز و كار اداري و تشكيلاتي ويژه اي را تدارك مي‌ديده‌اند.

با نگاهي گذرا به سابقه اين موضوع، ملاحظه مي شود كه در يك قرن گذشته و از اواخر دوره قاجار به خصوص از ابتداي شكل گيري دولت مدرن در ايران (حکومت پهلوی)، بسته به نوع نگاه و برخورد دولت ها با عشاير و  جايگاه سياسي – اجتماعي و اقتصادي آنان در تحولات كشور، سازمان اداري خاصي نيز براي معيشت امور عشاير در نظام تشكيلاتي كشور وجود داشته است.

به طور مثال در دوره حكومت پهلوي ها نخست سازماني به منظور اجراي سياست تخت قاپو ايجاد شده است كه اجراي اين سياست را با روش هاي قهري پيگيري مي کرد. پس از آن با تغيير سياست ها، پيگيري سياست اسكان با شيوه هاي غيرقهري و از طريق جذب عشاير به كانون‌هايي كه از جانب دولت براي اسكان آنان آماده‌سازي شده بود صورت گرفت و تشكيلات اداري نيز در اين راستا تحول يافت و عوامل اجرایي آن كه پيش از آن عمدتا از ميان نظاميان انتخاب مي‌شدند، به تركيبي از كارشناسان توسعه تغيير يافت.

در اين دوره ها بسته به اينكه دولت از چه دريچه اي به عشاير و جامعه عشايري مي نگريست، تشكيلات اداري و حوزه‌بندي ها نيز در معرض تغيير بوده مثلا در دوره اجراي سياست تخت قاپو، سازمان اداري امور عشايري، ساختاري ايلي و يا منطقه اي داشت كه اين عوامل مجريان دستوراتي بودند كه از ستاد مركزي (شوراي عشاير) ابلاغ مي شد؛ و يا اينكه در دوره اي از حيات سياسي كشور كه دولت، سياست اسكان عشاير را از طريق نگرش هاي توسعه اي تعقيب مي كرد، سازمان اجرايي آن نيز به سوي سازماني توسعه‌گرا تحت عنوان "دفتر آباداني مناطق عشايري" با ظاهري آراسته تر از الگوي اسكان هاي قهري گذشته، سياست اسكان عشايري را پيگيري مي کرد.

  پس از اجراي سياست هاي اصلاحات ارضي و ملي نمودن منابع طبيعي، دولت وقت اساسا وجود جوامع عشايري مستقل از جوامع شهري و روستائي را با ساختاري متمايز، انكار کرد و با تعريفي نو از اين جوامع، اين گروه اجتماعي را به عنوان "دامداران متحرك" كه از لحاظ مفهومي صرفا شيوه معيشت اين جوامع را ملاك قرار مي‌داد شناسائي و به تبع آن نسبت به ايجاد تشكيلاتي تحت عنوان "سازمان دامداران متحرك" مبادرت کرد و از لحاظ جغرافياي تشكيلاتي نيز محل اين سازمان را براي نخستين بار از پایتخت کشور به اصفهان انتقال داد و با اين توجيه كه تحت تاثير تحولات ناشي از انقلاب سفيد، اساس ساختار ايلي و ساز و كارهاي آن، كاركردها و ضرورت وجودي خود را از دست داده است و از ميراث اين الگوي زيست سياسي، نظامي، اجتماعي و اقتصادي كهن كه همواره براي حكومت‌ها رقيب يا شريكي جدي محسوب مي شد، تنها وجه دامداري مبتني بر تحرك آن باقي مانده كه سر و سامان دادن به اين شيوه دامداري به سازمان مزبور واگذار شد و شهر اصفهان به عنوان مكان استقرار آن انتخاب شد كه از نظر موقعيت جغرافيائي، محل تلاقي بزرگترين اجتماع دامداران ايران يعني دامداران بختياري، دامداران لر و دامداران قشقائي بود.

سازمان اجرایي فوق كه مركز آن اصفهان و شعبه هاي آن در مراكز استان هاي عشايري كشور بود، تا زمان انقلاب اسلامي و حتي سالهاي آغازين انقلاب به كار خود ادامه داده است.

با توجه به سوابق موجود، چهار نسل از جمعيت عشايری، وجود شوراي عالي را پشت سر گذاشته تا به اين مرحله رسيده است. با گسترش بوركراسي و استقرار سازمان ها، جامعه عشایری نيز همواره در دستگاه هاي حكومتي و در ساختار كلان دولت متولي خاص داشته است و  هيچ گاه نام عشاير از ساختار اداري کشور حذف نشده است. اين امر تاثير رواني بسزايي در كنترل و جهت‌دهي توانائي هاي اين جامعه داشته است و ارضاي رواني اين جامعه با داشتن متولي خاص هميشه مدنظر بوده است که اين امر باعث شده از سال هاي دور همواره جايگاه عشاير در دستگاه هاي حكومتي به صورت خاص در نظر گرفته شود.

بر اساس تحقيقات به عمل آمده، "شوراي عالي عشايري" براي اولين بار در اوايل سلطنت مظفرالدين شاه قاجار براي حل و فصل امور عشاير ايران پيشنهاد شد كه مركزش در تهران و در وهله اول شعبه‌اي هم در شيراز داشته باشد. البته اين توجه به عشاير از زمان نادرشاه افشار شروع شده بود و براي اسكان عشاير بحث‌هایی می‌شد ولي چون در آن زمان، خود پادشاهان پايگاه عشايري داشته و قواي نظامي آنان را اغلب چريك هاي عشايري تشكيل مي دادند بيم داشتند كه با اسكان عشاير از قدرت نظامي آنان کاسته شود.مستندترين اطلاعات آماري از عشاير ايران متعلق به زمان ناصرالدين شاه قاجار است زيرا در اين زمان، اداره بررسي ايلات و عشاير ايراندر تهران ايجاد و كل عشاير ايران را در پنج شاخه كردها، لرها، ترك ها، بلوچ ها و عرب‌ها مورد مطالعه قرار دادند و سرجمع آن ها را تحت عنوان «عشاير و قبايل و اعراب باديه نشين» ‌با 4/684/000 نفر جمعيت (39% كل جمعيت ايران) در سال 1291 ه. ق. اعلام کردند. از ميان جمعيت پنج شاخه‌اي عشاير مذكور تنها ارقام دقيق و رسمي رده هاي عشاير بلوچ چاپ و منتشر شد.

 در سال 1325 نيز در راستاي ساماندهي به عشاير، شوراي عالي عشاير تشكيل شده است و مقرر شد اقداماتي در جهت رفع مشكلات و نيازهاي عشاير صورت گيرد. از اين شورا و ساختار  چگونگي شكل گيري و اقدامات آن مستنداتي در دست نيست. اما از مهمترین كارهاي آن، پيشنهاد تشكيل سازمان‌هاي عمران منطقه اي از جمله سازمان عمران دشت مغان، كهگيلويه و بويراحمد و ... بوده است.

با توجه به کاستی‌هایی که در شورای عالی عشایر وجود داشت، در سال 1345، کمیته ای به منظور تدوین برنامه‌های عشایری در برنامه چهارم تشکیل شد. اما این کمیته هم تنها دو سال فعالیت داشت و در سال 1347، مسئولیت آن به دفتر آبادانی مناطق عشایری در وزارت مسکن و آبادانی سپرده شد.

در سال 1351 این طرح هم تغییر نام یافت و تحت عنوان "دامداران متحرک ایران"، اجرای آن به وزارت کشاورزی و منابع طبیعی واگذار شد. در نهایت، در اسفند ماه سال 1353، سازمان دامداران متحرک با یک پشتوانه قانونی تشکیل شد که این سازمان پس از پیروزی انقلاب اسلامی، ابتدا به مرکز عشایری ایرانو سپس به سازمان امور عشایر ایران تغییر نام یافت اما همچنان به وزارت کشاورزی وابسته بود تا اینکه در سال 1362 از این وزارتخانه جدا شده و به وزارتخانه تازه تاسیس جهادسازندگی پیوست

پس از پيروزي انقلاب اسلامي و تشكيل "شوراي انقلاب" به موازات سازمان امور عشاير و براي هماهنگي بيشتر و استفاده از پتانسيل‏هاي جامعه عشايري، شوراي انقلاب تصويب نامه‏اي را براي "تشكيل شوراي عالي عشاير" در وزارت كشور به شرح ذيل ابلاغ كرد:

"شوراي انقلاب جمهوري اسلامي ايران در جلسه مورخ 1359/2/3 بنا به پيشنهاد شماره 41/4/1/1766/394 مورخ 20/1/1359 وزارت كشور و به منظور رسيدگي به وضع عشاير و بهبود وضع زندگي آنان و همچنين احياي فرهنگ و سنتهاي بومي و عشيره‏اي و جبران لطماتي كه در اثر سلطه طاغوت به عشاير ايران وارد آمده و براي از قوه به فعل درآوردن استعدادهاي رزمي و نظامي جنگ‏آوران عشاير و جهت دادن اين استعدادها در حمايت از انقلاب اسلامي و حل مساله دامداري و امنيت ييلاق و قشلاق و خدمات اجتماعي از قبيل مدرسه و بهداشت تصويب نمودند كه "شوراي عالي عشاير ايراندر وزارت كشور بطور دائمي تشكيل گردد"

در مهرماه سال 65، تشکیلات شورای عالی عشایر به ریاست نخست وزیر و عضویت تعدادی از وزرا و نخبگان عشایری تشکیل شد و ارکان آن از جمله دبیرخانه شورا، شوراهای عشایری بیست استان عشایر نشین و همه شهرستان های عشایری شروع به کار کردند و این روند پس از ادغام وزارتخانه های جهاد سازندگی و کشاورزی هم ادامه یافت.

در حال حاضر، سازمان امور عشایر ایران به عنوان یکی از سازمان های زیرمجموعه وزارت جهادکشاورزی پیگیری امور و ارائه خدمات به جامعه عشایری را با همکاری دستگاه های مرتبط بر عهده دارد.